کد خبر : 6432
تاریخ انتشار : یکشنبه 22 دسامبر 2013 - 6:03
187

خـدایــا دوسـتـت دارم …

ساده می گویم : خـدایــا دوسـتـت دارم … به تو من خیره می گردم ؛ به این جنگل … به این برکه … به خط نور …  به این دریا … به رقص آب … به این افسون بی همتا … چه باید گفت؟ کمک کن واژه ها را بر زبان آرم ؛ بگویم لحظه ای از تو … از این زیبائی روشن ، از […]

درد و دل با خدا,رازو نیاز با خدا,شعر درباره خدا

ساده می گویم : خـدایــا دوسـتـت دارم …

به تو من خیره می گردم ؛

به این جنگل …

به این برکه …

به خط نور …

 به این دریا …

به رقص آب …

به این افسون بی همتا …

چه باید گفت؟

کمک کن واژه ها را بر زبان آرم ؛

بگویم لحظه ای از تو …

از این زیبائی روشن ،

از این مهتاب …

بریزم با نسیم و گم شوم در شب ؛

بخندم با تو لختی در کنار آب …

زبانم گنگ و ذهنم کور ،

تنم خسته ، دلم رنجور …

تمام واژه ها قامت خمیده ،

ناتوان …

بی نور ….

پر از پیچیده گیست این ذهن ناهموار ؛

سکوت واژه ها درهم تنیده ،

مثل یک آوار …

من از پیچیده گی ها سخت بیزارم ؛

تو با من ساده می گویی و من هم ساده می گویم :

” خـدایــا دوسـتـت دارم “

شاعر : حدیث سامی

منبع:dar-jostejooye-khoda.blogfa

به این پست امتیاز دهید.
بدون رای
منابع : ناموجود
عکس

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.