از اونجایی که لهجه ی قمی لهجه ی شیرینی ست و بنده هم قمـــی هستم (بچه نوبهار) گفتم یه سری های قمی رو بذارم براتون! انشاالله که شاد بشید!
–=====================================================-
 
به قمیه میگن با سرکه جمله بساز. میگه: اوه اوه دیروز رفتم دندونسازی یارو دندونمو سرکه (منظور همون سر کردن یا بی حس کردنه)
 
 
***
قمیه از بالای ساختمون پرت میشه پایین توی راه داد می زنه : نـــــــــــِـــــــــeeeeeـــــــــــه !!
 
 
***
 
واکنش افراد مختلف به رنگ موی همسر:
تهرانیها : عزیزم مثل فرشته ها شدی .
شیرازیها : عزیزم ماه بودی ماه تر شدی .
قمیها : سنده هرچی منِ اَن کار میکنم تو برو گوه کن، بمال بسرت
 
***
 
دوستت دارم به لهجه قمی…………………………..من نمدونم تو گو رو چر انقه میخوام؟؟؟!!!!!!!!!!
 
***
شنبمه (shenbeme) چیست؟
اظهار وضعیت یک قمی وقتی که لب ساحل به اون شن چسبیده باشد.
***
به قمیه میگن با سرکه(serke) جمله بساز، میگه : رفتم دندونپــزشکی دندونمو ســـرکه!
***
 
اَ شَم شِ چیست؟ اظهار نظر یک مکانیک قمی بعد از نگاه کردن به موتور ماشین. اَ شَم ش ِ ( یعنی ایراد از شمعش هست)
 
=================================
برای این پست بسه !
منتظر بعدی ها باشید !!
اگه کسی چیز جدیدی بلده نظر خصوصی بذاره تا به اسم خودش بذاریم !!
=================================
: تماشاگر صبا با گرایش درووزه ری !
فقط یک قمی می تواند یک جمله با ۲۰ فعل بسازد داشتیم میرفتیم بریم دیدم گرفت نشست گفتم بزار بپرسم میاد یا نمیاد دید میگه نمخوام بیام بزا برم بگیرم بخوابم.

پایگاه خبری تحلیلی قم فردا ، وبلاگ “قمی ها بیان تو” نوشت

بِممیمه: سوال یک قمی بعد از بیرون آمدن از اتاق پرو

………………………………..

آیا می دانستید زبان قمی،‌مختصر زبان دنیاست، به عنوان مثال: “سریع بروید کاری را انجام می دهید و بر می گردید” فقط کلمه “اومدیو” را استفاده کنید.

………………………………..

من نَم دونم تو … چِر انقِ می خام؟ حرف عاشقانه

………………………………..

فقط یک قمی می تواند یک جمله با ۲۰ فعل بسازد

داشتیم میرفتیم بریم دیدم گرفت نشست گفتم بزار بپرسم میاد یا نمیاد دید میگه نمخوام بیام بزا برم بگیرم بخوابم.

جُلجا : رخت خواب

می روفیم: جاور می کنیم

خشتک: فاق شلوار

تُمبون: شلوار

بِم نَکو: کنه نشو

بتارشیم: بتراشیم

کُجی: کجایی

کجیستی: کجا هستی

وِلدِه: ولش کن،‌رها کن

ِولِشده: رهایش کن (به طرف مقابل اهمیت نده)

چِ قِ: چقدر

اِن قِ: این قدر

چِ مِ: چه مشکلی دارم؟

بِم میمه: برازنده من بود

نم تونی: نمی توانی

کو؟نی؟: کجاست؟ نیست

نَم خوانم: نمی خواهم

چِ کِ، چِکاکِ: چکار کرد؟

کُج میری: کجا میروی

مُخ دونَت پوکید؟ به تمسخر خیلی فکر کردی

چِشِ:” چه اتفاقی برایش افتاده

کِکیم کِ: کیک را به من مالید

جلوشید: بروید جلو

هَ: هست

اَصرَع: اصلا

سُلفِ: سرفه

رُم به دیفال: شرمنده

زَرگوشت: لاغر و مردنی (در مورد خانم های مانکن)

وایتکس: واکتس

فلاسک: فلاکس

بادنجون: بادمجان

گُنبَذ: بن بست

یه نَموره: کَمی

یُخده: مقدار خیلی کم

دِلِنگون: آویزان

یوهو:یک دفعه

کوهو: کاهو

صاب: صاحب

یَخه: یقه

صاب زمون: صاحب زمان

هَم ساختَکی: همین طوری

شِن بِمِ: شنی شدم

سُک مُخ: ناقص العقل، خل

زَن بَسته: زبان بسته

کُنج: گوشه

کَکَم نَم گَزِ: مهم نیست

حَمون: حمام

عینِ هُ: مثل،‌شبیه

کُوشِش: کجاست

بَس شِ: کافی

بی بِت بِگَم: بیا بهت بگویم

منبع : کانون وبلاگ نویسان قم