Iran16یکشنبه 14 آذر 1395

دانلود رمان آشوبم برای اندروید،تبلت،جاوا،pdf



دانلود رمان آشوبم برای موبایل ، تبلت و کامپیوتر

دانلود رمان آشوبم از mahaki کاربر سایت بهــ توپــ

دانلود رمان آشوبم برای موبایل و تبلت اندروید apk

دانلود رمان آشوبم برای کامپیوتر pdf

دانلود رمان آشوبم برای آیفون و تبلت epub

دانلود رمان آشوبم برای موبایل java

دانلود رمان آشوبم مخصوص اندروید

دانلود کتاب الکترونیکی آشوبم با فرمت های apk و pdf و java و epub

این رمان نوشته یکی از کاربران سایت میباشد لطفا نظرات و انتقادات خود را درباره ی این رمان بیان کنید.

aashoobam

دانلود رمان عاشقانه آشوبم

نام کتاب : آشوبم

نویسنده : ماهک کاربر سایت بهـ توپــ

خلاصه و قسمتی از متن رمان آشوبم :

خلاصه : داستان دختری هست که وقتی بچه بود به خاطر توطعه های چند نفر پدرش اون و مادرش رو از خونه بیرون میکنه و فلاکت هایی رو به وجود میاره که باعث مرگ مادرش میشه … حالا این آشوب بزرگ شده ی دختر قوی …. داره میره برای یه انتقام … انتقام از همه ی اون گرگ ها …تنها بدون هیچ کمکی ولی توی این راه خوب بلخره یه اتفاقایی هم میوفته….. پایان خوش

قسمتی از متن رمان :

یه مشت زدم تو شیکم فرشید و یه برگدون زدمو با پام کوبیدم تو دماغش و زیرپایی گرفتم که افتاد وسریع پامو گزاشتم رو گلوش که دستشو به عنوان تسلیم گرفت بالا و من ولش کردم….
باهم در حالی که نفس نفس میزدیم و عرق از سرو صورتمون میچکید رفتیم رو نیمکت نشستیم

فرشید: آشوب من ازت میترسم ببخشد رک میگما ولی وحشی شدی انتقام کورت کرده…

-: اشکال نداره اینکه وحشی شده باشم تازه خوشحالم هم میکنه

فرشید: آشوب بیا دس از انتقام گرفتن بردار خطرناکه به مولا باشه؟

-: هه چی میگی فرشید من واسه هیچ و پوچ انقدر تلاش نکردم…. توهم سعی نکن منصرفم کنی

فرشید :آشوب من واقعا ازت میترسم…

-: خوبه …. اینکه تو که استادمی ازم میترسی عالیه..

فرشید پوفی کشید وگفت: حالا برنامه بعدیت چیه؟…

-: فعلا سهیل شایان طعممه بعد از اون نفر آخر که اصل کاریه و بعد تموم…

فرشید: امیدوارم تو این انتقام جونتو از دست ندی…

پوزخندی زدم وزل زدم به روبرو و رفتم تو فکر نقشه برای سهیل…
اخرین نگاهو تو آینه به خودم کردم …. یه لیاس فیروزه ای هم رنگ چشام گرفتم که تحریک کننده بود …
از قصد اینطوری گرفتم …

تو صورتم نگاه کردم همه چیز اکی بود کیف دستیمو برداشتم عکس سهیلو انداختم توش ….
وسوار ماشینم شدم…

کارت دعوتو دادم به بادیگارد دم در …ازین بادیگارد بادیا بود ولی خیلی گنده بود ….
یه نگاه به کارت کرد و بعد با یه لبخند چندش منو فرستاد تو…

رفتم توی باغ ..اوووف حالا من سهیلو از کجا پیدا کنم اخه…
رفتم سمت جایگاه ولی نبود هرجا تجمع بود هم گشتم اونجاهم نبود….
داشتم با کل باغو با چشمام میگشتم که یکی دست روی شونم گزاشت…
باتعجب برگشتم وبا دیدن اون شخص لبخند بدجنسی زدم البته توی دلم…
این خیلی خوبه که خود قربانی بیاد سمتم ….

سهیل: سلام خانوم زیبا

-: اوه سلام…

سهیل: میشه بپرسم اسم این خانوم خوشگل چیه؟

لبخندی زدم وگفتم : البته آشوب هستم ….

سهیل: اوه چه اسم عجیبی …وهمینطور زیبا واقعا درخور ظاهر زیباتونه

تشکر کردم و پرسیدم: شما نمی خواین خودتون رو معرفی کنین…

خندید و گفت: من سهیل هستم صاحب مجلس…

-:پس تولد شماست درواقع…

سهیل: بله خانوم زیبا … وخیلی خوشحالم که تو تولدم همچین خانوم زیباییو دعوت کردم..

-:اوه مرسی …شما خیلی به من لطف دارین…

سهیل:میتونم از این خانوم زیبا درخواست رقص کنم؟

-: اوه البته ….موسیو

خندید و دستشو به طرفم گرفت وگفت: لطفا…. مادام

منم باهاش خنده ی بلند و شهوتی سر دادم و دستم رو توی دستش گزاشتم

آروم به سمت جایگاه رفتیم … آهنگ لایتی بود… داشتیم می رقصیدیم که سهیل خدمتکاری رو نگه داشت و دوتا مشروب برداشت … جامو کوبید به جام من و گفت :

سهیل : به سلامتی این خانوم زیبا

منم با یه قهقه مصنوعی گفتم : نوووووش

اونم خندید و دستشو دورم حلقه کرد … سرشو توی موهام کرد و گفت:
سهیل: اوم چه بوی خوبی میده … دختر تو همه چیز تمومی

منم یه لبخند زدم و یواشکی کل مشروبو ریختم دور
ورفتم دوتا گیلاس دیگه اوردم …. سهیل همون اول یه ضرب رفت بالا
-: اوه سهیل تو خیلی داری زیاده روی میکنی

خندید و جام من رو هم گرفت و یه ضرب رفت بالا. خیلی احمق بود ولی خوب بود این به نقشم کمک میکرد.. جنبشم پایین بود چون قشنگ مست شد بود و با یه گیلاس دیگه بیهوش میشد ..

بازم سرشو کرد توی موهام وگفت:آشوب بهت نیاز دارم ….باهام میای؟

لبخندی بهش زدم و چشمامو باز و بسته کردم . اونم دست منو گرفت و به سمتی کشید. منم دنبالش رفتم وارد اتاقی شدیم .با کنجکاوی به اتاق نگاه کردم … هه از این اتاق خاک بر سریا بود…

سهیل کتشو در اورد و کرواتشو باز … رفتم یه جام دیگه هم براش ریختم…
مطمئنم با خوردن این میوفته . خیلی بی ظرفیته… جامو به طرفش گرفتم که احمق مشروب ندیده اینم یه ضرب رفت بالا …تلو تلو خوران رفت نشست روی تخت و بعد چندثانیه به حالت درازکش بیهوش شد…
رفتم بالای سرش….

و …

===

منبع : www.behtoop.com

دانلود رمان آشوبم با فرمت apk برای اندروید

download

حجم فایل اندروید : ۱ MB

دانلود رمان آشوبم برای ایفون،ایپد،تبلت با فرمت epub

download

حجم فایل : ۱۶۷ KB

دانلود رمان آشوبم برای موبایل جاوا با فرمت jar

download

حجم فایل جاوا : ۲۱۲٫۷۱ KB

دانلود رمان آشوبم با فرمت pdf برای کامپیوتر

download

حجم فایل پی دی اف : ۰٫۹۹ MB

تعداد صفحات فایل پی دی اف : ۱۳۰

yamahdi

اللهم عجل لولیک الفرج

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) و شادی روح اموات و پدر تازه درگذشته این حقیر صلوات

نظرات و ارسال نظر


X بستن تبلیغات