Iran16شنبه 13 آذر 1395

موزیک سیزده به در ( با لهجه قمی )



موزیک  سیزده به در با مضمون طنز و لهجه شیرین قمی

موزیک سیزده به در ( با لهجه قمی )

اجرا شده بر روی آهنگ بنده نواز از مجید اخشابی

کاری قوی و زیبا از یکی از همشهریان هنرمندمان !

موزیک سیزده به در ( با لهجه قمی )

موزیک  سیزده به در ( با لهجه قمی )

دانلود

دانلود کلیپ طنز قمی – درد و دل / شبکه قم

گروه ۰۲۵ – دعوا مرافه کلیپ طنز با لهجه قمی

کلیپ طنز ننجون قمی

فقط قمی ها بخونن … از خنده روده بر میشین

لهجه قمی یکی از لهجه‌های فارسی است که در شهر قم در استان قم ایران صحبت می‌شود. این زبان “کمج” یا “کمیج” نامیده می شود. این لهجه در قلمرو گویش های مرکزی ایران قرار می گیرد.

نمونه واژه‌ها

واژه‌هایی که در لهجه فارسی منطقهٔ قم با فارسی معیار تفاوت دارند:

  • باردی‌: شوخی و مزاح
  • بد پیله: آدم سمج که تا کارش انجام نگیرد دست بردار نیست
  • بد دماغ: زور و رنج و کسی که به اندک چیزی قهر می‌کند
  • بلغور: سخن گفتن به زبانی دیگر به گونه نادرست
  • پابند بریده: لجام گسیخته، نافرمان، زرنگ
  • پاش به گل بونه بسته: کنایه از داشتن پشتیبانی پرنفوذ
  • پخمه: بی عرضه و تنبل
  • پسله: جایی دور از انظار
  • پسندری: بلندی مرتبه
  • جخ: تازه
  • چشته: مزه غذا زیر دهان ماندن
  • چندیدن: لرزیدن (واژه چندش از این کارواژه آمده)
  • دو به دو انداختن: فتنه کردن، سخن چینی کردن
  • دودرغه: دو دستگی و اختلاف
  • ذاتش غل میندیزه: کنایه از نوعی خیانت در نهاد او
  • رواتی: ظاهری نه راستین
  • زیرجلکی: در نهان و پنهانی
  • سوت کردن: چیزی را بالای بام یا جای دیگر پرتاب کردن
  • سه کنج: گوشه (اتاق)
  • شیت کردن:چیدن
  • شاکی زدن: سیلی محکم به کسی زدن
  • کُپ کردن: نشستن و خود را کوچک کردن برای دیده نشدن
  • لچر کاری: به هم ور کردن، نامنظمی، کثافت کاری
  • لیچه: لقب نامناسب برای کسی ساختن
  • منم زدن: خودستایی بی جهت
  • موس کشیدن: حالت انتظار به امید دریافت چیزی
  • ولو شدن: پراکنده شدن
  • هرت شدن: دست و پای خود را گم کردن، اضطراب
  • یه عالمه: خیلی زیاد
  • کماجدون: دیگ کوچک
  • پاتیل: دیگ بزرگ
  • رَستوران:رِستوران
  • هره: لب دیوار
  • پیزوری: ضعیف و ناتوان (کم ارزش)
  • حروم و حرج: از بین بردن و درست مصرف نکردن چیزی
  • سلندر: آشتفته و نگران
  • وریو: هیجان زده و ناآرام
  • کجی:کجا
  • وردی:بردار
  • ناشتا: کسی که صبحانه نخورده باشد
  • خروسخون:سحر
  • شاغالخون:غروب
  • بانگ:بانک
  • بوق سگ‌: نیمه شب
  • قل ورو:پیاده رو
  • قزقون:دیگ‌های مسی بزرگ
  • رج : طناب
  • هم ساختکی:همینطوری
  • تیفال:دیوار
  • کش:کنار
  • سه مندونه:نخ سه تایی بادبادک
  • نیم کش وسط : پنجاه پنجاه
  • گوش مالونچه : هزار پا
  • نمدونسم : نمیدانستم
  • نوسن : (nosen) :نوچ یا چسبنده با شیرینی
  • تیرون : تهران
  • چس کردن : لوس کردن
  • لولئین (Loolein) : آفتابه
  • خلا : توالت
  • چزیده : سوخته
  • چال مال خون : قعر چاه یا پشت کوه
  • اینجی : اینجا
  • کجیه : کجاست
  • بش میگم : به او میگویم
  • آزاد ( با تشدید روی ز)(azzzad) : محکم یا قایم زدن
  • آب خوره : عطش
  • بی پَلو من: بیا پیش من
  • کَلیت: کِلید
  • چجورَکی: چطوری یا به چه صورت
  • لَهر: بزرگ
  • گسنه : گرسنه
  • واسو (با تشدید بر روی س )(vasso) : منتظر بمان
  • ننآقا : مادر پدر
  • شل شلکی : بی حال و حوصله کاری را انجام دادن
  • نتق کشیدن(notogh) : حال کسی را گرفتن
  • بیاغون:فعل امر از مصدر به زور در چیزی جا دادن و فرو کردن(بیش از ظرفیت در چیزی جا دادن)
  • همطوری:هدیه
  • دوری: بشقاب
  • گوشتابه: آبگوشت
  • هاگشتن: پیچ خوردن
  • لک و لوس:شل و وارفته
  • نفله:بی عرضه
  • شل گوش:احمق
  • تو کون نرو:آدم بچسب و نجوش
  • قیچ:آدم چشم چپ،احول،لوچ
  • شستک:بشکن
  • گورستون:قبرستان
  • نون:نان
yamahdi

اللهم عجل لولیک الفرج

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) و شادی روح اموات و پدر تازه درگذشته این حقیر صلوات

نظرات و ارسال نظر


X بستن تبلیغات