مروری بر گذشته سینما

علت مرگ عارف لرستانی  واکنش مهناز افشار به خبر درگذشت عارف لرستانی/ عکس مکان و زمان تشییع پیکر عارف لرستانی تغییر کرد دعوای جدی حمید گودرزی و یغما گلرویی! دعوت تلخ الهام پاوه نژاد از عارف لرستانی! عکس متلک بهنوش طباطبایی به مهدی پاکدل و تایید طلاقش «شهرزاد» به لاله‌زار می‌رود ازدواج عاشقانه رضا روحانی با مجری شبکه من و تو (عکس) سود میلیاردی دختری که به خاطر پدرش اسیر شده بود! + عکس بازیگر پیشکسوت کاندید ریاست جمهوری شد+ شوخی تند سیاسی وی مهران رجبی ملکش را وقف امور خیریه کرد رفاقت خواهرانه خانم مجری/ عکس رابطه عاشقانه رضا روحانی و فرانک مجری شبکه من و تو ! عکس نیوشا ضیغمی: خیلی دلم برای پدرم تنگ شده است افشاگری عجیب بازیگران از زندگی خصوصی‌شان +تصاویر  چطور مردم جهان شیفته سینمای «اصغر فرهادی» شده اند؟ پخش سریال عاشقانه متوقف شد/جزییات و دلایل عصبانیت مرجان شیرمحمدی و انتشار عکس جدیدی از مسعود فراستی واکنش تلخ و تند سحر قریشی به علت حذف شدنش از علی البدل!+عکس دغدغه این روزهای مهتاب کرامتی: مبارزه با سرطان سینه, آموزش درباره اچ آی وی و مشکلات کودکان….

قالیشویی موشها

قالیشویی موشها

قصه قالیشویی موشها,قصه موشها,قصه های کودکانه

فرش موشها کثیف شده بود. خیلی کثیف. باید حتما شسته می شد. موشها می خواستند خودشان آن را در حیاط خانه شان بشویند. اما وسایل لازم را نداشتند. آنها مجبور بودند وسایلشان را از لابلای وسایل توی انبار آدمها پیدا کنند. موشها دنبال چیزی می گشتند که از آن به عنوان فرچه استفاده کنند.

آنها گشتند و گشتند تا بالاخره یک مسواک کهنه پیدا کردند. موشها خوشحال شدند چون مسواک مثل یک فرچه ی دسته دار است. البته دسته ی آن کمی بلند است ولی عیبی ندارد.

قالیشویی پارو هم می خواهد. حالا موشها باید یک پارو پیدا می کردند. آنها یک کارد آشپز خانه پیدا کردند. اما مامان موشه دعوا کرد و گفت این وسیله ی خطرناکی است به درد ما نمی خورد.

موشها کارد را سرجایش گذاشتند و باز هم گشتند. این بار یک کف گیر پیدا کردند. کف گیر برای بچه موشها بزرگ بود اما عیبی نداشت بابا موشه زورش زیاد بود و می توانست از آن استفاده کند.

حالا فقط یک ظرف لازم بود تا در آن کف درست کنند. مامان موشه یک لنگه کفش چرمی پیدا کرد. بابا گفت همین خوب است چون آب از آن بیرون نمی رود می توانیم در آن کف درست کنیم و روی فرش بریزیم . کفها که آماده شدند مامان و بابا فرش  را کفی کردند. بچه موشها دوست داشتند توی فرش شستن شرکت کنند. اما مامان موشه دعوا می کرد.

باباموشی گفت عیبی ندارد. بعدا می روند حمام و تمیز می شوند. با اجازه ی بابا، بچه موشها هم در شستن فرش کمک کردند. اما حسابی خودشان را خیس کردند. حالا شدند موش آب کشیده. آب از همه جایشان می چکید.

فرش شستن تمام شد. بابا فرش را از بالای پشت بام آویزان کرد. مامان موشه گفت خدا کنه این آدمها دست به فرشمان نزنند. آخه این آدمها گاهی وسایل دیگران را هم برمی دارند و اصلا خجالت هم نمی کشند!!!

بابا گفت نگران نباش من فرشمان را جایی گذاشتم که دست کسی به آن نمی رسد. تا حالا هیچ آدمی نتوانسته فرش موشها را ببیند. فرش موشها سه ساعت بعد خشک شد و موشها آن را از پشت بام برداشتند.

منبع:tebyan.net

گردآوری: پورتال تفریحی ایران16

مرتبط با این بخش


ارسال به تلگرام

ارسال به واتس آپ

بازدید : 77


خواندنی ها

عکس های بازیگران

همچنین در ایران 16 بخوانید

X بستن تبليغات
X بستن تبليغات